Page 9 - Navidenou-Arzhang No 44b
P. 9
منتخ ِب مقالات نشری ِۀِ ا ِرژِنگ رئالیس ِم سوسیالیستی و ِاس ِتهتیک
ایماژسازی یک روشِ آفرینشِ هنری نیست ،بلکه شکلِ خا ّصی برای انعکاسِ واقع ّیت در هنر است؛ شکلی
است جهانی ،که در هنرِ همۀ اعصار و همۀ مردم ،و در همۀ روندهای گوناگو ِن هنری مورد استفاده قرار
میگیرد.
یان پاراندوسکی ،پژوهشگرِ لهستانی دربارۀ ادبیّات به ح ّق میگوید که “ممکن است هر چیزی در هنرهای
ادبی تغییر پذیرد مگر بیا ِن اندیشهها به وساط ِت ایماژها .بنا به نظ ِر او ،ایماژ عنصرِ اساسیِ شعر است و شاید
تنها عنصری است که هیچ چیزی اعمّ از زمان ،یا مدهای ( )Fashionشعری قادر به تغییرِ آن نیستند.
روندها و جریانها تغییر میپذیرند .موضوعات و طرحها ،مایهها ( )Motifsو حالتها ،قراردادهایی که
تعیینکنندۀ انتخا ِب کلمات و الگوهای شعریاند ،همه تغییر میکنند .با اینحال ایماژ یا در شکلِ مستقی ِم
خود و یا به صورتِ استعاره و تشبیه ( )Simileباقی میماند .ایماژ خونِ زندگیِ شعر است”.
( .)J.Parandowski, Alchemia Slowa, Warszawa, 1969بهعلاوه ،این سخن درمورد تمامِ
اشکالِهنری هم صادق است.
روشِ هنری یک مقولۀ مش ّخ ِص تاریخی است .در دورههای گوناگون رش ِد هنر ،یا حتّی در یک دورا ِن واحد،
روندهای گوناگونی از روشهای آفرینش در سمتهای متفاوت جریان یافتهاند .البته هر روشِ آفرینش،
قوانی ِن عا ِمّ تکامل را منعکس میسازد ،ولی هر روشی از آن جهت مور ِد توجّه است که پرتوِ خاصِّ خویش را
بر موضوعا ِت اصلی آفرینش میافکند که با پرتوهای ناشی از روشهای دیگر متفاوت است.
هر رو ِش آفرینش ،را ِه حلِّ خود را برای مسائلی از این قبیل عرضه میکند :مه ّمترین موضوعا ِت
موردتوجهِ هنر کداماند؟ کدامین پدیدههای زندگی واقعی باید در هنر بازآفرینی شوند؟ ماه ّیتِ
تعمیمهای هنری چیست؟ افزارِ بیان کدام است؟ هنر چه هدفهایی را دنبال میکند؟ هدفِ آفرینش
هنری که استانیسلاوسکی آن را «هدفِ اَعلی »مینامد ،چیست؟
روشِ هنری مجموعهای از اصولِ آفرینش است که یک هنرمند در فرایندِ انتخاب ،تعمیم و تصویرِ پدیدهها و
امو ِر ماخوذ از زندگی در ایماژهای هنری ،از آنها عزیمت میکند .لیکن این «مجموعۀ اصول» به شک ِل
تعاری ِف مجرّدِ منطقی یا شرحهای مبتنی بر مفاهیم نیستند .روشِ هنری که برای هر نوع فعّالیتِ آفرینشی از
اه ّمی ِت متدولوژیک برخوردار است ،درعینحال ،یک موجو ِد ( )Entityملموسِ استهتیک میباشد که در
ارتباط با مصال ِح بهکاررفته در هنر ،یک ملا ِک هنجاری پدید میآورد و وسیلهای است برای تعمیمِ ُکنک ِرت.
معهذا ناگفته پیداست که تعری ِف عامّ ِتئوریک و مفهومی روشِ هنری کاری است ضروری :این تعریف به ما
امکان داده است خطو ِط مم ّیزۀ بین روندهای گوناگو ِن هنری ،خطوط فکری هنری ،و روشِ ذاتی هر کدام از
آنها را در سراسرِ تاریخ هنر با دی ِد تحلیلی ترسیم کنیم و نشان دهیم روشهای مثلا کلاسیسیسم،
رمانتیسیسم و رئالیسم چه تفاوتهایی با هم دارند .رو ِش هنری -و این تعری ِف خاصّ به ما امکان میدهد که
تمایزِ آشکاری بین روشِ هنری و سب ِک ( )Styleهنری قائل شویم ،-برخوردِ خا ّص به موضوع هنر یا واقعی ِت
انعکاسیافته در هنر است که برای آن موضوع یا واقعیّت ،تمثیلِ هنری فراهم میسازد :ولی سبک عبارت از
نظام یا اصلی است که به وسیلۀ آن شک ِل معنیدار یا بیا ِن هنری سازمان مییابد .روش جدا از سبک یا جدا
از شیوۀ ( )Mannerمنحصر به فر ِد آفرینش وجو ِد خارجی ندارد .همانطوری که شیوه یا سبکِ جدا از
رو ِش آفرینش در هن ِر سوسیالیستی 8

