Page 15 - Navidenou-Arzhang No 44b
P. 15

‫منتخ ِب مقالات نشری ِِۀ ا ِر ِژنگ‬  ‫رئالیس ِم سوسیالیستی و ِاس ِتهتیک‬

‫از بعضی لحاظ پاپآرت و آپآرت و کینتیسیسم همان هنرِ مج ّردند که ُپش ِت رو شدهاند‪ .‬ماه ّی ِت هنرِ‬

‫مدرنیستی نه در تکنیکهای خا ّصِ آن است و نه در افزارِ بیانی آن که با زبا ِن هنرِ رئالیستی متفاوت است‪،‬‬

‫بلکه در مضامینِ خا ِصّ اجتماعی و استهتیکِ آن و در ایدئولوژی آن است‪ .‬مدرنیسم همیشه با هن ِر فردگرای‬
‫(‪ )Individualist‬و عا ّمهستیز (‪ )Anti-popular‬مترادف بوده است‪ .‬این حالت از جمله در نفی توجه به عا ّمۀ‬

‫وسیع مردم و سمتگیری عمدی آن به سوی «نخبگان» یا «خوا ِّص معدود» تج ّلی یافته است‪.‬‬

‫امروزه جنبههای عامّهستیزِ آن افرا ِط بیشتری یافته است تا جایی که در حا ِل حاضر مدرنیسم بهصورتی‬
‫آشکارتر از گذشته محم ِل خِرَد ُگریزی (‪ ،)Irrationalism‬ناانسانیگری (‪ ،)Dehumanization‬پوچی و‬
‫نفی اندیشههای متر ّقی به شمار میرود‪ .‬ایدئولوژی مدرنیسم اثرِ ویرانگری بر روی هنرمند دارد‪ ،‬زیرا به قول‬
‫منتقدِ بریتانیایی جان برگر‪ ،‬هنرمند را متقاعد میسازد که «فرهنگ‪ ،‬علم و ِخ َرد ‪ -‬یعنی همۀ ارزشهایی که‬
‫میرا ِث که ِن انسان هستند‪ ،‬به قتل رسیدهاند‪ ...‬و بهجای آنها خرافهها و ُبتهای کارخانۀ رویاسازی تجاری‬
‫نشستهاند»(‪ .)3‬غوطهور ساختنِ عامّۀ مردم در این رویاها‪ ،‬کشتنِ ایمان و ِخ َردِ انسان‪ .‬چنین است کارکر ِد‬

                                                                 ‫اجتماعی یا ض ّد اجتماعی مدرنیسم‪.‬‬

‫لیکن‪ ،‬آثارِ بعضی از هنرمندا ِن بزرگی که با روندهای گوناگونِ مدرنیستی محشور بودهاند‪ ،‬به هیچ وجه‬
‫همیشه در محدودۀ این روندها باقینمانده و غالبا مضامی ِن بسیار فراختری را در بر گرفتهاند‪ .‬تکامل و اندیشه‬
‫در آثا ِر ُپل اِلوار‪ ،‬برتولت برشت‪ ،‬یوهانس ِب ِشر (‪ ،)Johannes Becher‬فردینان لژه و پابلو پیکاسو و‬
‫سرگذش ِت آنان در هنر مانندِ بسیاری هنرمندا ِن دیگر که زمانی با روندهای مدرنیستی رابطه داشتهاند و‬

                                       ‫بعدها برداشتِ مترقّیتری را برگزیده اند‪ ،‬راز ُگشا و آموزنده است‪.‬‬

‫نقدِ گویا و موثّ ِر هنرِ مدرنیستی مستلز ِم توضیح طبیعت و مفهو ِم اجتماعی رئالیسم است‪ .‬هنرِ راستین همواره‬
‫رئالیستی است‪ ،‬ا ّما مفهومِ «رئالیسم» مفهومی بسیار وسیع است‪ .‬همانطوری که قبلا اشاره رفت‪ ،‬رئالیسم‬
‫تنها بازآفرینی حقیقی واقعیت‪ ،‬که بدو ِن استثناء بخشِ اساسی همۀ هنرهای واقعی است‪ ،‬نمیباشد‪ .‬واژۀ‬
‫رئالیسم برای مشخّصکردنِ یک رون ِد ویژۀ تاریخی و روشِ آفرین ِش آن بهکار گرفته میشود‪ .‬رئالیسم در این‬
‫معنی البته همیشه وجود نداشته‪ ،‬بلکه در مرحلۀ مع ّینی از رشدِ هنر سربرآورده است‪ .‬بهکاربردنِ مفهومِ‬
‫رئالیسم‪ ،‬در معنی معرفتشناختی آن (یعنی رئالیسم عبارت است از حقیقتِ زندگی در هنر)‪ ،‬ممکن و در‬
‫واقع ضرور است‪ .‬لیکن اگر ما فراتر نرویم‪ ،‬در آن صورت فرد ّیتِ استهتی ِک پدیدههای مش ّخ ِص تاریخی در هنر‬

                                                                               ‫فراموش خواهد شد‪.‬‬

‫ارژنگ‪ :‬به دلیل طولانی بودن بخش اول این فصل‪ ،‬ادامۀ آن تحت عنوان روشِ آفرینش‪ ،‬رئالیسم در‬
                                                           ‫شمارۀ بعدی تقدیم خوانندگان خواهد شد‪.‬‬

                                                                ‫پینوشتها‪:‬‬

‫‪ -1‬پاپ آرت )‪ (pop-art‬مخفّفِ ‪( popular art‬هنرِ مردمپسند) روندی است در هن ِر مدرن‪ ،‬بویژه در‬
‫نقاشی و مج ّسمهسازی که در اوایل دهۀ ‪ 60‬در ایالا ِت متّحدۀ آمریکا رایج بود‪ .‬این هنر موضوعاتِ خود را‬

  ‫روشِ آفرینش در هن ِر سوسیالیستی ‪14‬‬
   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20