Page 11 - Navidenou-Arzhang No 44b
P. 11

‫منتخ ِب مقالات نشری ِۀِ ا ِرژِنگ‬    ‫رئالیس ِم سوسیالیستی و ِاس ِتهتیک‬

‫تفاو ِت هنرمندانی چون استاندال و بالزاک‪ ،‬تولستوی و گوگول‪ ،‬رپین و کرامسکوی (‪،)Kramskoi‬‬

‫چایکوفسکی و موسورگسکی هرقدر هم فاحش باشد‪ ،‬همۀ آنان یک رو ِش واح ِد رئالیستی را مبنای خ ّلاقی ِت‬
                                                                                 ‫خود قرار دادهاند ‪.‬‬

‫در یک معنی گستردۀ معرفتشناختی‪ ،‬نیاز به تصویرِ حقیقی واقع ّیت‪ ،‬و تطابق بین هنر و زندگی‪ ،‬از عناصرِ‬
‫اساسی رو ِش رئالیستی است‪ .‬لیکن این تعریف بسیار عامّ است و برای تشریح مش ّخصتر ماه ّی ِت روش‬
‫رئالیستی دقتِ بیشتری لازم است‪ .‬حقیقتخواهی‪ ،‬نه تنها ازطرف هواداران رو ِش رئالیست‪ ،‬بلکه همانطور‬
‫از طرف پیروان روشها و روندهای دیگ ِر آفرینش نظیرِ کلاسیسیسم‪ ،‬رمانتیسیسم‪ ،‬و اخیرا از سوی‬
‫ناتورالیسم هم مطرح شده است‪ .‬لیکن مفهومِ «حقیقتِ هنری» نه تنها بهواسطۀ هنرمندانی از روندهای‬
‫گوناگون به طرق متع ّدد و متفاوت تعبیر شده‪ ،‬بلکه گاه از معانی متعارض‪ ،‬اگر نه متضا ّد‪ ،‬اشباع گردیده‬

                                                                                            ‫است ‪.‬‬

‫ارائۀ رئالیستی حقیقت‪ ،‬نه تنها از نظریههای انتزاعی‪ ،‬ذهنگرایی (سوبژکتیویسم) وجلوههای گوناگون‬

‫فورمالیسم‪ ،‬بلکه از هرگونه سیاههپرداز ِی (‪ )Inventory‬ناتورالیستی فاکتها نیز فرسنگها فاصله دارد‪ .‬این‬
                          ‫نکته قابلِ فهم است‪ ،‬زیرا بالاخره ناتورالیسم یکی از انواع پستترِ رئالیسم است‪.‬‬

                                  ‫حقیقت و حقیقتمندی در هن ِر رئالیست نه تنها مستلز ِم دقّت‬
                                  ‫در شرح نمودِ خارجی پدیدهها‪ ،‬بلکه مستلز ِم این نیز هست‬
                                  ‫که ایماژ با ماهیّ ِت درونی آنچه تصویر میشود‪ ،‬تطبیق کند‪.‬‬
                                  ‫آنچه مورد نیاز است‪ ،‬نه نمودهای صرفا خارجی است و نه‬
                                  ‫ذهنیّ ِت عنانگسیخته‪ ،‬بلکه نف ِس واقعیّت است در جلوههای‬
                                  ‫اساسی آن که به توس ِط هنرمندی که جهانبینی او بهوساطت‬
                                  ‫شرایطِ تاریخی مش ّخ ِص زندگی مردم شکل گرفته است‪،‬‬
                                  ‫محتوای فکری و بارِ استهتیک کسب کردهاست‪ .‬اینها‬
                                  ‫اصولِاساسی تعبی ِر رئالیستی حقیقتاند(رجوع شود به بخش‬

                                                               ‫حقیق ِت هنری در فصلِدوّم)‪.‬‬

‫نق ِش حقیقت در هن ِر رئالیستی در تعری ِف انگلس روشن شده است‪« :‬رئالیسم‪ ...‬علاوه بر حقیقت در جزئیات‪،‬‬
‫به معنی حقیقت در بازآفرینی شخصیّتهای تیپیک در شرایطِ تیپیک نیز هست‪K. Marx and F. ( ».‬‬

                          ‫‪.)Engels, Selected Correspondence, Moscow, 1975. P. 379.‬‬

‫وجه مش ّخصۀ روشِ رئالیستی ایناست که میتواند عمیقا در جنبههای مهمِّ جهانِ واقعی نفوذ‬
‫کند؛ این روش مستلز ِم دریافتِ وسیعی از زندگی‪ ،‬نمایشِ حقیقی «شخص ّیتهای تیپیک در‬

                                               ‫شرایطِ تیپیک» و بیانِ مشخّص ( ُکنکرِت) است‪.‬‬

‫هن ِر رئالیستی تمثی ِل هنری خو ِد زندگی است‪ .‬از این روست که رو ِش رئالیستی از هنرمند میطلبد که توجه‬
‫خود را بر واقعیّت متمرکز سازد‪ ،‬به هنرمند کمک میکند زندگی را حقیقتمندانه تصویر کند‪ ،‬ولو این که با‬

‫رو ِش آفرینش در هنرِ سوسیالیستی ‪10‬‬
   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16