Page 10 - Navidenou-Arzhang No 40
P. 10
دورۀ ا ّول ،سا ِل ششم ،شمارۀ ،40بهمن و اسفند 1403 ارژنگ دوماهنامۀ ادبی ،هنری و اجتماعی نویدنو
اوست .دوّمین «بیخودی» عبارت است از برکندهشدن از این عمل جدا کردن این «ایجاد از طریقِ تجزیه»
منعکس در وجو ِد مشتق از یک کوش ِش بیهوده است برای کس ِب نقطهنظری راجع به آن نفسی است که
«شیئ فینفسه» باید باشد( ».از کتا ِب «وجود و عدم»؛ سارتر ،صفحه )359
این کتاب مشتمل بر 800صفحه است و تما ِم آن از همین
قبیل مطالب میباشد .رمانها کامیاب ِی بیشتری داشتهاند،
ولی یک کامیابیِ افتضاحآمیز! سارتر دربارۀ شبهای مونت
مارتر و باشگاههای شبانۀ مونپارناس و کازینوهای کرانه طلا و
اخلاقِ سیاهکاران و ماجراهای عشق مینویسد و چون از بیانِ
جزئیات فروگذار نمیکند ،عظمت و افتخا ِر او قابلِ ادراک است.
ولی با این حال سارتر به کامیابیِ موردنظرِ خود نائل نشده است.
در درجۀ اوّل این رمانهای فلسفی مستلزمِ تعمّقِ فراوا ِن خواننده
میباشد و اقترانِ [نزدیکی] مواضیع یک مقاله ُپردردسری است.
یک بار گراف درعی ِنحال شام ِل افکار و اعما ِل سه چهار نفر است
که یکی از آنها در پراگ و یکی در ژوان لاین و سوّمی در پاریس
و چهارمی در مونیخ میباشند و بعضی اوقات ،موضوعاتِ جملات
بهخوبی تشریح نشدهاند و خواننده در راههای میا ِن پراگ ،ژوان
لاین ،پاریس و مونیخ سردر ُگم میشود.
باز هم ،بورژواز ِی سرمایهدار دربارۀ امکاناتِ واژگونکنندۀ این نوع ادب ّیات بذلِ توجّه نموده است .او ،برای حفظِ
امتیازاتِ خویش لازم است که قسمتی از اشکا ِل آنرا -اگر نه تمامش را -گرامی بدارد و میراثِ آن باید بهنحوِ
قانونی میانِ ورّاث تقسیم شود.
رمانِ اگزیستانسیالیستی که تحقیر نسبت به خانواده و وحشت از ازدواج را ترویج میکند و شیوههای «آزا ِد»
زندگی را تجلیل مینماید ،البته ممکن است که جوانان را به راهِ فساد بکشاند .شاید هم که چنین کاری را
میکند زیرا نمایندۀ یک تمای ِل فلسفی است که بر مبنای ضدّ دموکراسی و انهزامجوئی مستقر گردیده است.
اعلاناتِ اگزیستانسیالیستی
به مح ِض آزادیِ فرانسه ،اگزیستانسیالیسم بهعنوانِ همبستهای از نهضتِ مقاومت ،در روی صحنه آشکار شد.
غال ِب اعضای آن واقعا به دستههای نهض ِت مقاوم ِت وابسته بودند و سارتر و دیگران جبهۀ ملّی را تقویت نموده
بودند.
روزنامۀ «زما ِن نو» Temps Moderneکه آنها را پشتیبانی میکرد پایگا ِه شامخی به جنگجویا ِن
غیرِنظامی نهضتِ مقاومت و خاطرا ِت آنها اختصاص داده بود .سارتر فداکاریها و سلحشوریهای آنرا توصیف
میکرد و این راهِ خوبی برای جل ِب میهنپرستان بود .اگزیستانسیالیستها علاقۀ زیاد دارند که خود را بهعنوا ِن
اگزیستانسیالیسم ،یك فلسفۀ ضد دموکراسی 9

