Page 9 - Navidenou-Arzhang No 36
P. 9
دورۀ ا ّول ،سا ِل پنجم ،شمارۀ ،36خرداد و تیر 1403 ارژنگ دوماهنامۀ ادبی ،هنری و اجتماعی نویدنو
بلافاصله دوباره به دوستانِ تئاتری خود ملحق شد و نوشت ِن کمدی را آغاز کرد که تقلیدی از پلاوتوس( )1بود.
ِلسینگ پس از خواندنِ ق ّصههای شرقی و هرزهنگا ِر دی ِدرو( )2با عنوا ِن «گوهرهای نا ُسفته» (The Indiscreet
) Jewelsتح ِت تاثیر قرار گرفت .در این ق ّصهها به تراژدی کلاسیکِ فرانسوی حمله شده بود و ِلسینگ
تراژدیهای فرانسوی را نمیپسندید .او بعدها همین طر ِز فکر را در رسالۀ «دراماتورژیِ هامبورگِ» خود منعکس
کرد.
همراه با گروهِ کارولینا نویبر ) (Carolina Neuberکه نخستین نمایشِ او« ،مح ّققِ جوان» (The Young
) Scholarرا اجراء کرده بودند ،لِسین ِگ 1۹ساله که بدهیهای گروه را ضمانت کرده بود از تر ِس دستگیر و
زندانیشدن از شهر فرار کرد و در برلین به عنوا ِن روزنامهنگا ِر آزاد مشغول به کار شد و با نوشتن نقدهای تئاتری،
انتشارِ نمایشنامه ،انتشا ِر چندین گاهنامۀ تئاتر و ترجمه (از جمله «رسالهای در شعرِ دراماتیک» از درایدن)
زندگ ِی فقیرانهای را درپیشگرفت .در آنجا گاه به عنوانِ مترجمِ مهمانا ِن خارجی ،از جمله ُولتر )(Voltaire
نیز خدمت میکرد.
لِسینگ در مقالهای به نام «دربارۀ ادبیّات» ) (Letters On Literatureبه یکی از غولهای تئاترِ آلمان،
گوتشت ( )3که به تجدیدنظر در تئاتر معتقد بود حمله کرد .او معتقد بود گوتشت سلیقۀ م ّلیِ آلمانی را نادیده
میگیرد و مان ِع توسعۀ طبیعی تئات ِر آلمان میشودِ .لسینگ از کودکی به داستانِ «فائوست» که بهصورت نمای ِش
عروسکی دیده بود ،علاقه داشت ،زیرا قهرما ِن این نمایش با َو َلعی فراوان در جست ُوجوی معرفت است.
لِسینگ پس از 5سال وقفه در فعّالیتِ تئاتری (که در این فاصله رسالۀ لائوکون ) (Laocoonرا دربارۀ مرزهای
میان ادبیّات و نقاشی نوشت) ،در سا ِل 1767از طرف گروهی به هامبورگ دعوت شد .این گروه در فصلِ
افتتاحیۀ نخستین تئات ِرم ّلیآلمان بهعنوانِ نمایشنامهنویس ،ناقد و مشاو ِرادبی درهامبورگ ساکن شده بودند)4(.
ِلسینگ کتابخانهاش را حرّاج کرد تا با پو ِل آن یک مرکزِ نشر تاسیس کند و دوهفتهنامۀ «دراماتورژی هامبورگ»
را انتشار دهد .او دوست داشت بهعنوا ِن مر ّبیِ تئاتر ،سلیقۀ تماشاگر را ارتقاء بخشد و سط ِح اجراهای تئاتری را
بالا ببرد.
بهخاطرِ مسائلی که از آن زمان مشک ِل اساسی تئاتر بوده ،در پ ِی حسادتهای ستیزهجویانۀ بازیگران ،دخالتِ
مدیران و فقدانِ حمایتِ مردمی از تئاتر ،پروژۀ هامبورگ با شکست مواجه شد .پساز تعطیلشدن دو هفتهنامۀ
"دراماتورژی هامبورگ" ،لسینگ که همۀ دارایی خود را صرفِ آن کرده بود ،مایوس از آرمانِ احیای فرهنگی از
طری ِق درام ،اساساً از اینکه وقتِ خود را صرف تاسی ِس تئاترِ ملّی آلمان کرده بود ،پشیمان شد.
این دراماتورژِ جدید هیچ سهمی در انتخا ِب برنامههای نمایشی نداشت که عبارت بود از نمایشنامههای میانمایه
و فراموششدۀ همان عصر .او شیوۀ باز ِی طبیعی ُکنرات اِکهوف ) ، (Konrad Ekhofبازیگ ِر اصلی گروه و
دنبالهروی واقعگرایی دیوید گاریک ) (Daivid Garrikرا تحسین و حمایت میکرد ،ا ّما پساز انتشار بیست ُو
پنجمین شمارۀ دراماتورژیِ هامبورگ ،دراماتورژها دیگر اجازۀ دخالت در اجراهای نمایش نداشتند زیرا بازیگرانِ
تئاترِ هامبورگ چنین شخصی را قبول نداشتند ،و این بهمعنای شکس ِت لِسینگ بود.
ِلسینگ هرگاه امکان مییافت به تئات ِر کلاسیکِ یونان ،اسپانیا و انگلیس اشاره میکرد و آلمانها را تشویق
میکرد شکسپیر را -که از راهِ خواند ِن آثارش میشناخت -موردِ تو ّجه قرار دهند .ا ّما هیچیک از آن آثا ِر مورد
دراماتورژ ِی هامبورگ 8

