Page 7 - Navidenou-Arzhang No 34
P. 7
دورۀ اوّل ،سا ِل چهارم ،شمارۀ ،34بهمن و اسفند 1402 ارژنگ دوماهنامۀ ادبی ،هنری و اجتماعی نویدنو
درمان ،آبی برای نوشیدن ،هیزمی برای گرمشدن ،سقفی برای آرامش ندارند ،و سرانِ ارتجا ِع جهانی برآن
چانه گرم میکنند که «آتش بس» یکهفتهای باشد خوب است یا یکماهه! دراین واقعه آشکار شد که
سازما ِن ملل کَشک است ،شورای امنیّت محلِّ اجتماعِ قاتلان است ،سرمایه و سو ِد آن مق ّدم بر هر جانِ
لِهیدهای است و تاوانِ آنرا ُکهنهسربا ِز با وجدانی از جان مایه میگذارد که «آی جها ِن بی رحمها و بی
مروّتها! خلقِ فلسطینی هم وجود دارد که ح ّقِ حیات دارد!
***
امّا با اینهمه ،چند رو ِز دیگر ،سا ِل 1402خورشیدی را با همۀ سختیها و ناهمواریهایش پش ِت سر خواهیم
گذاشت ،و مانن ِد همۀ روزگارا ِن دیر ُو دو ِر گذشته ،سالِ نوئی آغاز خواهد شد .سالی مانند همۀ روزگارانِ
دیگری که بر ما و پیشینیا ِن ما گذشته است .با این تفاوت که جامعۀ بشری یکی از سختترین آزمونها و
دشوارترین بزنگاههای تاریخی خود تاکنون را پش ِت سر میگذارد.
صاحبا ِن زر ُو زور وُ تزویر بیوقفه بر نَفی ِر شو ِم جنگ میدمند و آرزوی دیرینۀ جهانیان برای رسیدن به
صلحی پایدار به آرزوئی نایاب و دستنایافتنی میماند.
ق ّصۀ پُرغصّۀ مردمانِ رنج ُو کار ،برای داشت ُن یک زندگ ِی بیدغدغه و صلحآمیز به داستانِ هزار و یک شبِ
بیسرانجامی میماند که پایانی برای خونِ دل خوردنِ عاشقاناش متصوّر نیست .ویرانی ،تبهکاری ،بیعدالتی
و ستم ،چون اختاپوسی ،گلوی جانِ جهان ما را میفشارد .کورههای آت ِش جنگی تبهکارانه در جای جایِ
جهانِ خاک ِی ما ُشعلهور است ،و چه جانهای شریفی که در شُعلههای این جنگهای تبهکارانه خاکستر
میشود.
فریا ِد بیصدای زنان ،مردان ،مادران و کودکانی که در این ستمکدۀ جهانی و کهکشانِ بیپایانش ،که چیزی
نمیخواهند جز کفی نان و جُرعهای آب و ُمشتی آفتاب و تکّهای صلح ،آت ِش زی ِر خاکستری است که سرانجام
آتشفشان خواهد کرد .ا ّما بیشکّ:
سرانجام.
به یقین.
و بیگمان.
بادکاران ،توفان دِرو خواهند کرد.
***
ستمکارا ِن یاوهسرای َسخیف،
مترسکهای نفرینشدۀ تاریخ،
خ ّفاشا ِن شبپرست،
هیزمبیارا ِن آتشِ جهنّ ِم سرمایه
کور خواندهاند.
***
آینده از آنِ ماست
سرسخن 6

