Page 9 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 9
شُکوهِ «نیما» در رنگینکمانِ «ارژنگ» به بهانۀ 126مین زادرو ِز نیما (ویژۀ چهارسالگی)
را ِه چاره را بازگشت به شیوهی شاعرا ِن کلاسیک(و غالبا به سبکِ خراسانی) تشخیص دادند .از همزمان ِی این
رویکرد که تا اواخ ِر دورهی قاجار ادامه داشت و بعدها توسط ملکالشعرای بهار "مکت ِب بازگشت" نامیده شد،
با ایدهها و اقداماتِ اصلاحگرانهی کریمخانِ زند ،عباس میرزا ،قائم مقام فراهانی و امیرکبیر میتوان نتیجه
گرفت که مکت ِب بازگشت صرفا یک رویکردِ ادبی نبود ،بلکه بخشی از یک رویکردِ اجتماعی و تاریخی بود که
زمینه را برای انقلابِ مشروطه آماده کرد .به عبارتِ دیگر ،این رویکرد یا ُجنب ِش ادبی در واقع بازتا ِب خواست
و ارادهی شاعران و ادیبانِ ایران برای گشود ِن راهی به سوی دنیای جدید و خلقِ زبان و ادب ّیاتی متناسب با
آن بوده است.
اگرچه در برخی از شعرهای شاعرانِ مکت ِب بازگشت ،و به ویژه قاآنی ،نمونههایی از نوآوری در مضامین و
قالبهای شعری دیده میشود ،کوششی شاعرا ِن این مکتب دستاوردی چندان نداشت که به تحوّ ِل شعرِ
فارسی بیانجامد .امّا بهرغ ِم این ناکامی ،ضرور ِت تاریخی همچنان همان بود که پیشتر از سوی شاعران و
ادیبا ِن ما درک و دریافت شده بود و ایران را به آستانهی انقلابِ مشروطیّت رسانده بود.
در بارهی اه ّمیتِ انقلا ِب مشروطه و اینکه این انقلاب تاریخ ما را به دو بخ ِش پیش و پس از خود تقسیم
کرده است ،به درستی سخن گفتهاند .این سخن در مورد شع ِر فارسی نیز درست است .شعرِ فارسی در دورهی
مشروطه از دربارها و محافلِ اشرافی و نیز از خانقاهها و محاف ِل صوفیان روی برگرداند و مردمِ عادّی را
مخاط ِب خود قرار داد .زبانِ شعر به سادگی گرایید .زندگی مردم و رنجها و خواستههایشان در شعر بازتاب
یافت .شعر کارآمدترین رسانه برای انتقا ِل مبانی ،مفاهیم و اهدا ِف مشروط ّیت به میانِ مردم شد .شعر به جای
پرداختن به موضوعا ِت کهنه و کلیشها ِی عاشقانه و عرفانی ،به موضوعاتی چون دفاع از حقوقِ زنان ،مبارزه با
جهل ،خرافات و استبداد پرداخت .در قالبهای شعری نیز در چهارچو ِب شعرِ قدیم تح ّولی ،هرچند اندک،
پدید آمد و بدین ترتیب در پوستهی بیرونیِ شعرِ قدیمِ فارسی شکافی ایجاد شد .با این همه ،هنوز راهِ
صعبالعبوری باقی مانده بود که باید پیموده می شد تا آن شکاف در اعماقِ آن پوسته نفوذ کند و راه برای
زایشِ "شع ِر نو" باز شود .امّا چگونه؟
در میا ِن شاعران و ادیبا ِن ایران از دورهی مشروطه تا دورهی پهلو ِی ا ّول ،چه آنهایی که مداف ِع س ّنت
بودند و چه آنهایی که ضرورتِ برگذشتن از س ّنت را درک کرده بودند ،با اندکی چشمپوشی از
جزئیات ،سه نوع بینش ،یا سه گرایش وجود داشت.
گرایشِ نخست از آنِ سنّتگرایانی بود که اصولا هیچگونه تغییر و تح ّولی را در نظم و انتظا ِم شع ِر قدی ِم
فارسی برنمیتافتند .ادیبانی چون ادیبالملک فراهانی ،بدیعالزمان فروزانفر و وحید دستگردی از این گروه
بوند و بهقو ِل یحیی آریانپور «در داما ِن لطفِ امثا ِل خاقانی و انوری پرورده شده بودند و بر سر خوا ِن سعدی
و حافظ نمک خورده بودند و خود را مو ّظف به پاسداری از آن میدانستند و اجازه نمیدادند کسی پا را از
گلی ِم پدرانِ استاد و هنرمندِ خویش بیرون نهد( ».از صبا تا نیما)
گرایشِ دوّم از آنِ کسانی بود که باور داشتند شع ِر فارسی با هزار سال قدمت و قالبهایی که قرنها آزموده
شده بودند ،نیازی به تح ّو ِل بنیادی ندارد؛ بلکه برای همراه شدن با نیازِ زمانه کافی است مضامی ِن جدید در
همان قالبهای قدیمی وارد و بیان شود .آنها گمان میکردند که فرم و محتوا دو چی ِز جدا از هماَند و
میتوان ا ّولی را همچون ظر ِف ظریفی که از گذشته به یادگار مانده است حفظ کرد و محتوا یا مظرو ِف
پیش ُگفتار 6

