Page 7 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 7
شُکوهِ «نیما» در رنگینکمانِ «ارژنگ» به بهانۀ 126مین زادروزِ نیما (ویژۀ چهارسالگی)
پیشگُفتار
حافظ موسوی
اگر با اندکی تسامح زمانِ به صدارت رسید ِن میرزاتقیخان امیرکبیر ،یعنی سال 1264هجری قمری را آغاز
کوششِ ایرانیان برای عبور از دنیای قدیم و ساخت ِن ایرانی نو و ُمدرن فرض کنیم ،میتوانیم ا ّدعا کنیم که ما
ایرانیان حدود 180سال است که درگیرِ اجرای یک پروژهی کلان با مضمونِ عبور از سنّت به ُمدرنیتهایم.
هدفِ این پروژه متح ّول کردن همهی عرصههای زندگی فردی و اجتماعی ما بود .به عبارتی میتوان گفت که
این پروژه دارای دو وج ِه اصلی بود که میتوان آنها را تحت دو عنوانِ کلّی ُمدرنیزاسیون و مُدرنیته (یا
مُدرنیسم) صورتبندی کرد .باو ِر عمومی بر این است که هرچند مدرنیزاسیونِ موردنظرِ انقلابِ مشروطه با
رویکارآمد ِن رضاشاه بیش ُوکم تحقّق یافت ،وج ِه د ّومِ انقلا ِب مشروطه که آماج آن متحوّلکردنِ نظامِ سیاسی
و حیاتِ فرهنگی ایران بود ،همچنان ناکام مانده است .نظامِ سیاسی حاکم بر کشور ما در دورهی پهلوی
کماکان نظامی استبدادی بود که پایبندی َاش به قانونِ مشروطه به تدریج چنان کاهش یافت که به استبداد
انجامید .با انقلا ِب بهمنِ 57اندک تهماندهی اص ِل اساسی مشروطه ،یعنی مشروط و محدودکردنِ قدرتِ
حاکمان بر باد رفت و آزادی و دموکراسی همچنان در فهرستِ آرزوهای مردمِ ایران باقی ماند .به جرئت
میتوان گفت تنها در عرصهی فرهنگ که با ِر اصلی آن بر دوشِ ادب ّیات و به ویژه شع ِر فارسی بود ،تحوّ ِل
اساسی به صورت غیرقابلِ بازگشت به انجام رسید .من گمان میکنم یکی از دلایل(و شاید مه ّمترین دلی ِل)
آن ناکامی و این کامیابی را باید در شیوهی مواجههی آنها با س ّنت یافت.
در این 180سال اگر برخی از جُنبشهای پراکنده ،از جمله جُنب ِش بابیان را نادیده بگیریم ،انقلا ِب مشروطه
یک نقطهی عطفِ بسیار مه ّم در تاریخ معاصرِ ما است؛ انقلابی که زمینههای فکری و نظری آن از اوایلِ قرنِ
پیش ُگفتار 4

