Page 14 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 14
شُکو ِه «نیما» در رنگینکما ِن «ارژنگ» به بهانۀ 126مین زادرو ِز نیما (ویژۀ چهارسالگی)
که نه آنرا میشناسد و نه آنرا میتواند تخ ّیل کند و نه ازآن میتواند فراتر رود ،در حا ِل اغما و تن ّفسِ
مصنوعی است.
سالانه دهها مجموعه شعر ،انبوهی کاغذ و جوهر را به خود اختصاص میدهند و بدو ِن اینکه خوانده شوند در
انبارهای انتشاراتیها یا پستوهای شاعران خاک میخورند ،چرا که شعر به کالایی بدنام تبدیل شده و
خوانندگانِ خود را ارضاء و اقناع نمیکند و از همۀ دوستدارانش سلب اعتماد کرده است .ا ّما شاعران در چنبرِ
توصیهها و نظریههای غیرِ ایرانی و بیگانه با ویژگیهای زبان و فرهن ِگ فارسی گیر افتادهاند و کسی را یارای
نافرمانی در مقاب ِل آنچه برخی محافل به عنوان مبان ِی روشنفکری و فرهیختهگی و ُمدرنیته صادر میکنند،
نیست.
ج -ویژگیهای آنچه به عنوا ِن شعر در نحلپۀ تُندرکیا -ایرانی (غی ِر نیمایی و غیرِ شاملویی) منتشر می
شود را میتوان به صورت زیر جمع بندی کرد:
-1مه ّمترین ویژگی همۀ آنها بیوزنی است ،گویی که تر ِک وزن اساسِ تما ِم نوآوریهاست و همین که شعر
وزن نداشته باشد ،از هرگونه کُهنهگی و عقبماندگی دور میشود و به تسخی ِر فضاهای تازه و بدیع میپردازد.
امّا واقعاً چه روی میدهد؟ بیوزنی سببِ تسخی ِر کدام فضاها و موقعیّتهای شعری شده است؟ آنچه مسلّم
است اینکه برآیندِ کار تا امروز افتخارآمیز نبوده است.
-2همۀ انواعِ این شعرها با شعرِ کلاسی ِک فارسی قطع ارتباط کردهاند -با شع ِر نیمایی که هیچگاه پیوندی
نداشته اند -و از ابزارها و امکانا ِت شعرِ فارسی دوری میکنند .این نوشتهها میخواهند با ایجادِ فضاهای خا ّص
به شعر برسند ،ولی متاسفانه در این زمینه هم نتیجۀ کار افتخارآمیز نیست.
-3جز چند استثناء ،تمامِ نحلههای اینان در کاربردِ زبان با تو ّسل به تئوریهای غربی ،نوعی ناهنجاری را به
عنوان اختیاراتِ شاعری برای ایجادِ آشناییزدایی و ...رواج میدهند که تا امروز نتوانسته است نمونههای
مو ّفقی به عنوانِ شعر یا زبا ِن یک شعر ارائه کند.
هر رویدادِ اجتماعی بر بُنیادهای ما ّدی استواراست و هنگامی که زمینههای مادّ ِی پدیدهای فراهم آمد ،آنگاه
پدیده ناگزیر ُرخ مینماید .در بح ِث نوآوریهای هنری نیز همین مطلب صادق است ،و نخست باید زمینۀ
اجتماعی وعناصرِ مورد نیا ِز وضع ّیتِ تازۀ هنری در جامعه وجود داشتهباشد تا بر اساسِ آن هنرمند با بصیرت،
با درکِ ضرور ِت اجتماعی و تاریخی دست به نوآوری متناسب با زمینۀ اجتماعی بزند وگرنه بدعتهای عالی
هنری به پدیدهها و خواستهایی غریب و غالب ًا مُضحک تبدیل میشوند.
ما معتقدیم که برتری نوآوریِ نیما بر مکتبهای رقیب درست از اینجا ناشی میشود که او با در ِک
شرایطِ اجتماعی دورا ِن خویش دست به نوآوری زده است .در نوآور ِی او عناصر زیر مشاهده می شود:
-1نوآوری در وزن -تصرّفِ نیما در عرو ِض شع ِر فارسی و شکست ِن قالبهای سنگشدۀ عرو ِض کلاسیک و
تدوی ِن پایانبندی مناسبِ مصراع ها یک نوآوریِ اساسی بود ،درحالیکه پایههای عروضِ کهن را حفظ میکرد
و از همین طریق بدع ِت خودرا به اعما ِق دستاوردهای تاریخی شعرِ فارسی پیوند میداد.
-2نوآوری در زبان -نیما در کاربردِ زبان در شع ِر فارسی یک نوآوریِ تمامعیار انجام داد .تا زما ِن او هرگز
شع ِر فارسی عرصههای زبان ِی او را تجربه نکرده بود .او در نحوِ زبان دخالتهایی کرد که در موار ِد قاب ِلتو ّجهی
به سودِ هنریشدنِ زبان تمام شد.
ما نیمایی هستیم! 11

