Page 10 - Navidenou-Arzhang No 32
P. 10
دورۀ اوّل ،سا ِل چهارم ،شمارۀ ،32مهر و آبان 1402 ارژنگ دوماهنامۀ ادبی ،هنری و اجتماعی نویدنو
جنبۀ نبرد بی ِن رئالیسم و مُدرنیسم -یعنی نظ ِر کامل ًا متضادّ آنها دربارۀ رابطۀ سنّتی با معاصر ،و م ّلی با
بینالمللی -میرسیم.
ایرادِ متدولوژی ِک اساس ِی این برداشتها در این است که با مسئلۀ فرهنگِ م ّلی ،تاریخی برخورد نمیکنند .در
نتیجه ،عناصرِ م ّلیِ موجود در هنر را خودبسنده و جدا از رابطۀ هنر و ساختارِ طبقاتیِ جامعه در نظر میگیرند و
آنرا با توضیحِ تاریخی قابلِ اعتمادی از طبیعتِ جنبشهای رهاییبخ ِش جدید همراه نمیسازند .از سوی دیگر،
نفیِ اساسی رو ِش تاریخی در برداشتهایی دیده میشود که بوی تبلیغا ِت خام از آنها به مشام میرسد و تع ّلقِ
طبقات ِی موء ّلف را در شکلی عریان و استتارنشده پی ِش روی ما مینهد.
***
پیروزیِ لنینیسم در حیاتِ ایدئولوژیکِ کشورهای سوسیالیستی
عرصۀ گستردهای را برای آفرینشِ هنری فراهم میکند و راه را
برای کسبِ دستاوردهای بالاتر در هن ِر سوسیالیستی که جز ِء
اساسی فرهن ِگ متحوّلِ جامعۀ پیشرفتۀ سوسیالیستی و
کمونیستی است ،هموار میسازد.
این مسئله برای ما اساسی است که ضمنِ تصحیح و زدود ِن
ضعفهایی که در گذشته در هن ِر سوسیالیستی بروز کردهاند ،و
ضمن نفیِ برخور ِد غی ِرمسئولانه و جزمگرایی )(Dogmatism
در تئوریِ هنر ،علیه انتقا ِد رویزیونیستی از رئالیسمِ سوسیالیستی
نیز مبارزۀ مص ّممانهای را پیش ببریم .رویزیونیستها میکوشند
از برخی جنبههای منفی که سابقاً در هن ِر سوسیالیستی پیدا
شده ،برای خود سرمایۀ معنوی کسب کنند .لیکن انتقا ِد آنان از
جزمگرایی به این نیّت نیست که پیشرفتهای مثب ِت هنر را تایید
کنند ،بلکه به این منظور است که اصولِ اساس ِی استهتی ِک مارکسیست-لنینیستی را کممقدار ساخته و رئالیسمِ
سوسیالیستی را بیاعتبار جلوه دهند.
امروزه رویزیونیسم در استهتیک یک دسته نظرا ِت ض ّدمارکسیستی دربارۀ هنر و ادب ّیات ،ماهیّتِ آفرینشِ
هنری و جای هنر در زندگ ِی جامعه را دربرمیگیرد .تحلیل و نق ِد مفاهی ِم استهتی ِک مور ِد استفادۀ
رویزیونیستها همیشه مستلز ِم ایناست که دستِکم دو نکته را در مدّ نظر داشته باشیم:
نخست اینکه رویزیونیسم در استهتیک را نمیتوان از رویزیونیسم در فلسفه و سیاست جدا کرد و بهعلاوه ،خو ِد
استهتیکِ رویزیونیستی ثمرۀ مستقیمِ فلسفه و سیاستِ رویزیونیستی است :بدینترتیب باید آنرا عنصرِ
تفکیکناپذی ِر ک ّل ارتدا ِد اجتماعی به ُشمار آورد:
دوم اینکه رویزیونیستهای امروزی درست مانندِ امپراطورِ داستانِ هانس کریستین اندرسون (Hans
) Christian Andersonعلیرغمِ ل ّفاظیهای متظاهرانۀ خود ،وقتی موقعیّت را مناسب میبینند" ،پرده از
رئالیسم سوسیالیستی(9 )2

